خدایا...
غم خوردم به مقدار کافی ...
ممنون ...
میل ندارم دیگر ...
میشود یک استکان مرگ برایم بریزی ...؟
نظرات شما عزیزان:
R.M 

ساعت13:01---14 بهمن 1392
ساعتی پیش داشتم به این فکر میکردم امسال عید،93 از خدا چی بخوام ، راستش زندگی دیگه برام جذاب نیست، کتاب های زیادی خوندم تا به اکنون، افکار مختلفی رو پشت سر گذاشتم، طعم شیرین عشق رو هم چشیدم ،از زمانی که عاشق شدم ، هر روزمو باعشق زندگی کردم و حالا که تنها موندم، دیگه خاسته ای ندارم ، با خودم گفتم همه رو در زندگی تجربه کردم و امسال ازش پایانمو بخوام و حالا ک این صفحه مهر تاییدی بر فکرم شده